سوپ
دیروز برای اولین بار به آرش سوپ دادم.چون در طول روز به خیلی از کارام نمیرسم شب قبلش (یعنی پریشب) سوپ درست کردم.
همون موادی که رو کارت واکسن بودو توش ریختم.
خواستم تو ظرف شیشه ای بپزم.مطمئن نبودم که میشه رو شعله بذارمش یا نه.به یه دقیقه نکشید یه صدای فجیعی اومد.طوری که همسری بودو اومد تو آشپزخونه ببینه چی شده.ظرف نگون بختم خورد شده بود!
ساعت دوازده و نیم شب تازه شروع به پختن کردم.نزدیک ساعت دو آماده شد!
تو بهداشت گفتن چند قاشق بده.منم چهار پنج قاشق کوچیک بهش دادم.دیروز آرش دلش خیلی باد داشت.نمیدونم مال سوپ بود یا نه.دیروز دو وعده سوپ دادم.با میان وعده هاش.کمی هم موز له کردم دادم خورد.
تصمیم گرفتم وعده هاشو سبکتر و کمتر کنم تا اذیت نشه.فرنی رو حذف کردم.امروز صبح سرلاک دادم.بعد از ظهر سه قاشق مربا خوری سوپ دادم.کمی هم آب گوشت دادم.غروب هم حریره بادوم دادم.آخر شبم دوباره آب گوشت دادم.کمی هم موز دادم.یه کوچولو هم سیب.سیبو خیلی کم دادم.یه تیکه هلو هم دستش بود حسابی مکیدش!مامانممذبراش آب هویج گرفته بود.اینارو پشت هم ندادم.بینشون فاصله انداختم.
نوش جونت قلب مامان.
این ظرف نگون بختم که خیلیم ازش خوشم میومد.

سوپ در حال پختن.

این آماده شدشه که با گوشکوب کمی لهش کردم.

اینم میکس شدشه.خداییش خیلی بدمزه س!!




سوپ
